تبليغاتX

hercul2 سلام به شما دوستان گلم .از اینکه از وبلاگ من دیدن می کنید کمال تشکر را دارم . امیدوارم باز هم به ما سر بزنید با تشکر از مدیریت وبلاگ

                                             
∞ سلطان قلبها ∞
تفریحی , سرگرمی , عکس های زیبا ( لطفا تا لود کامل صفحه اندکی صبر کنید ) hercul2
 ماه رمضان

با سلام خدمت تمامی دوستان گلم

عبادات همه ی دوستان مورد مقبول حق

خیلی معذرت می خوام که توی این چند مدت هیچ اپی که نکردم  بمانذد

به دوستان گلم هم یر نزدم

وبلاگ از امروز به بعد شروع به کار می کند

Created By minos

|+| نوشته شده توسط ملاکی در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387  |
 انتظار 24

 

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

دوباره صبح  ظهر  نه !  غروب شد  نیامدی

 

با سلام خدمت تمامی دوستان گلم که در این چند مدتی که من نبودم

لطف خود را از بنده دریغ نکرده و من را با نظرات قشنگشان همراهی

می کردند دست همه س شما درد نکنه

|+| نوشته شده توسط ملاکی در جمعه بیست و یکم تیر 1387  |
 منو ببخشید
با سلام خدمت تمامی دوستان گلم

منو می بخشید که در این چند مدت نه اپی داشتم و نه به شما سر زدم

پیامهای همه ی شما را خواندم . خیلی شما دوستان به من لطف کردید .

چشم با اینکه خیلی مشغولی انجام دادن کاری هستم   این هفته هم اپ می کنم و هم به همه ی شما سر می زنم.

در ضمن داداش محمد جواد

بیا مشهد . قدمت روی ۲ تا تخم چشام . حتما قراری بذار تا همدیگر را ببینیم

|+| نوشته شده توسط ملاکی در یکشنبه شانزدهم تیر 1387  |
 خاطرات یک سفر کوتاه

خاطرات یک سفر کوتاه

با سلام خدمت تمامی دوستان گلم که توی این مدت که من نبودم من را با نظرات قشنگتون همراهی می کردید
می خواهم امروز خاطرات این چند روز سفر به قم و جکران  را بگم

ما در تاریخ 1387/3/13 به سمت تهران حرکت کردیم که 11 ظهر به تهران رسیدیم
توی مسیر زیاد ایستادیم هم برای شام و هم برای نماز شب و صبح
جای همتون خالی
اول رفتیم مرقد امام و بعد حرکت کردیم سمت جمکران
به به  شب چهارشنبه و جمکران
عجب صفایی داشت جون شما
بعد از ظهر بود که رسیدیم
چقدر شلوغ بود
حقیقتا از جانب همه ی شما یک زیارت درست و حسابی کردیم
بعد از نماز مغرب و عشاء که در جمکران خواندیم بعد به سمت مکانی که برای خواب در نظر گرفته بودند رفتیم
خیلی نزدیک به حرم حضرت معصومه بود
فرداشبعد از خوردن صبحانه با جمعی از دوستان سمت حرم حرکت کردیم
به به چه جای با صفایی بود
ادم دلش می خواست همان جا بمونه
 یک لحظه دلم حوای حرم کرد
بعد از زیارت سمت بازارهای قم حرکت کردیم و کمی سوهان و .... خریدیم
 بعد برگشتیم به خوابگاهی که گرفته بودند و بعد از کمی استراحت سمت بهشت زهرا حرکت کردیم  حرکت کردیم
وبعد به سمت مرقد برای خوردن شام و استراحت حرکت کردیم
و بعد از خوردن شام در انجا در ساعت 3 شب به سمت مشهد حرکت کردند
البته قرار بود که برگشت را از سمت شمال داشته باشیم ولی به خاطر ترافیک سنگین 60 کیلومتری
مجبور شدیم از همان مسیر نیشابور برگردیم
البته در مسیر برگشت به دروود و قدمگاه هم سری زدیم و در ساعت 12 شب 5 شنبه به مشهد رسیدیم

 

 

اینم چند تا از عکسهای سفرمون

جمکران 

 

عکس من و دوستانم در شاهروود

   باقی عکسها در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ملاکی در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387  |
 انتظار23

 

دل را برای آمدنت فرش کرده ام                      بشتاب ! ای امید دل بی قرار من

   دست دعا و اشک و نیاز ظهور تو                    کی مستجاب می شود این انتظار من

 

 

|+| نوشته شده توسط ملاکی در پنجشنبه نهم خرداد 1387  |
 انتظار22

به دانه دانه تسبیح مادرم، موعود!

که بی تو هیچ نیامد به دیدنم لبخند

که روزها همه مثل هم‌اند- سرد و سیاه-

غروب‌ها و سحرهاش خسته‌ام کردند

کشانده‌اند مرا روزها به تنهایی

گمان کنم که مرا منتظر نمی‌خواهند!

|+| نوشته شده توسط ملاکی در پنجشنبه دوم خرداد 1387  |
 انتظار 21 + شهادت حضرت فاطمه

 

مهدی صاحب زمان اینک عزادار مادر است

 

شهادت بى بى دو عالم حضرت زهرا(س) سيدةنسا العالمين را به محضر صاحب عصر امام زمان (عج)

 و تمامى شيعيان و دلدادگان آن حضرت تسليت مى گوييم .

 

|+| نوشته شده توسط ملاکی در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387  |
 خبر ولادت خواهر

 

با عرض سلام و تبریک  میلاد با سعادت حضرت زینب کبری  ( علیه السلام )  خدمت شما دوستان عزیز

 

خدا در مکتب صبر علی پرداخت زینب را

برای کربلا با شیر زهرا ساخت زینب را

بسان لیله القدری که مخفی ماند قدر او

کسی جز حسین بن علی نشناخت زینب را

 

 

خبر ولادت خواهر 

 

حسین علیه السلام به استقبال پدر شتافت و عرض کرد : ای پدر بزرگوار ! همانا خداوند خواهری به من عطا  فرموده است . امیرالمومنین(ع) با شنیدن این خبر بی اختیار اشک از دیدگانش جاری گشت و حسین (ع) با دیدن این حالت افسرده شد ! چون آمد پدر را بشارت دهد بشارت مبدل به مصیبت  گردید ..... عرض کرد « بابا فدایت شوم من شما را بشارت  آوردم شما گریه می کنید ؟ سبب چیست و این گریه بر کیست ؟ علی (ع) دلبندش  را در آغوش گرفت و نوازش  نمود : « نور دیده ! زود باشد که سرّاین گریه آشکار و اثرش نمودار شود .» همین بشارت را سلمان به پیامبر (ص)  عرض کرد آن حضرت (ص) نیز منقلب شد

 

|+| نوشته شده توسط ملاکی در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387  |
 انتظار20

 

تو نیستی و جهانم پر از فراموشیست

جهان عاشقی‌ام را غروب‌ها آکند...

تو نیستی که قیامت کنی به آن قامت

تو نیستی که درختان به خویش می‌بالند!

تو نیستی و... چقدر از زمان من باقیست

 

|+| نوشته شده توسط ملاکی در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387  |
 انتظار 19

 

بی تو ای صاحب زمان، بی قرارم هر زمان

|+| نوشته شده توسط ملاکی در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387  |
 
 
بالا
WWW.ELGA2R.BLOGFA.COM-->

منبع کدهای موزیک وبلاگ