
سلام
مولای من اخر با كدام چیز به استقبال تو آیم ، ایا با
گوشهایم یا با چشمانم یا با زبانم یا با پاهایم
میدانی كه چیست اخر من با تمامی آنها گناه تو نموده ام و شرمسارم
مهدی جان
تو به من امر كردی و من از سر بی حیایی و جهالت مخالفت امرت
نمودم و مرا نهی كردی نواهی تو را انجام دادم
میگویم بیا اما نیا زیرا شرمندگی حضورت میكشد مرا
میگویم بیا ولی نیا زیرا نمیدانم ایا میتوانم مانند تو
لباس زیبای قران را به تن كنم و فاعل و عامل به قران باشم
اقای خوبم باور كنید كه این حیرت و سر گردانی ما بواسطه این
است كه ما در حیات خود جلوه زیبای خدا را ندیدیم
ما از تو مهجور مانده ایم زیرا از قران مهجور گشته ایم
اقای خوبم باور كنید كه چشمان ما احتیاج دارد كه الگوی عملی
قران را ببیند ما میخواهیم نحوه نوازش كردنت را
ببینیم و حس كنیم تا نوازش گر ایتام شویم ما میخواهیم تو را
درحال انفاق و صدقات ببینیم در حا ل تواضع و خشوع
تا ان را یاد بگیریم و مانند تو انفاق كنیم و حاضع شویم و خاشع گردیم
ما احتیاج به الگو داریم ، میخواهیم بوی زیبایت را
استشمام كنیم و در فضایی كه تو در ان نمار میخوانی نحوه
اتصال عبد به مولای خودش را ببینیم ما میخواهیم گذشت و
بزرگواری را از تو به بهترین شكل قرانی آن یاد بگیریم
میخواهیم ایات قران را از زبان تو بشنویم و در اعمال تو
ببینیم و با تومدهوش رب العالمین شویم میخواهیم با تو
گریه كردن را بیاموزیم و خندیدن و شاد شدن را درك كنیم و ان
هنگام كه به ایه ای عمل كردیم لبخند رضایت را در
چهره زیبا و معصومت نظاره كنیم
مهدی جان
بیا و به ما گذشتن از همه چیز و
پیوستن به ذات ربوبی را بیاموز بیا و برای ما انسانیت را بتصویر
بكش و دگرسوختن را بیاموز و طعم خدایی شدن را به ما بچشان
مهدی جان بیا و .....
اللهم عجل اولیك الفرج
|
+| نوشته شده توسط
ملاکی در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388
|